|
رویای من ، رویای تو |
|
|
یه خاطراته گوگولی ِ دوست داشتنی ِ ملس ِ فوق العاده ی ِ شیرین هست ، که هیچوقت ، هیچ جا ، هیچ جوری فراموشت نمیشه ...
مثه خاطره ی قشنگه این صفحه ام ، این وبلاگم ، این آدرسم ... من توی این صفحه انفاق افتادم ... قد کشیدم ... بزرگ شدم ... یاد گرفتم ... و خیلی جیزها بدست آوردم و خیلی چیزها از دست دادم ... به یاد اون خاطره ها ، یک دقیقه سکوت !
+
تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر
|
وقتی می رفتم می دونستم وقتی برگردم هیشکی منو یادش نیس تو این چند سال عمرم فک کنم این اولین حدس درستی بود که از خودم دیدم !! :) الان واسه من یه غریبه ام درست مثل روزه اول روزه اولی که به دنیا اومدم و فقط خونواده ی چهار نفره ی جدیدم منو می شناختن حالا با هم غریبه ایم غریبه ها مگه نه ؟؟ هی غریبه وایسااا بگو که منو می شناسی !!
+
تاريخ ساعت نويسنده نیلوفر
|
|
|